حضرت عشق

خرید بک لینک

گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود

تا اختیار کردی از آن این فریق را؟

گفت: آن گلیم خویش به در میبرد ز موج

وین جهد میکند که بگیرد غریق را

(عالیجناب سعدی)

حضرت عشق...

ما را در سایت حضرت عشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: دوشنبه 5 شهريور 1403 ساعت: 15:10

آموخت تا که عطر ز شیشه فرار راآموختم فرار ز یاران به یار رادل می کشید ناز من و درد و بار راکاموختم کشیدن ناز نگار راپس می کشم به وزن و قوافی خمار را.گیرم که کرد خواب رفیقان مرا کسلگیرم که گشت باده ز خشکی ما خجلگیرم که رفت پای طرب تا کمر به گلناخن به زلف یار رسانم به فتح دلمطرب اگر کلافه نوازد سه تار را.باید که تر شود ز لب من شراب خشکباید رسد به شبنم من آفتاب خشکدل رنجه شد ز زهد دوات و کتاب خشکاز عاشقان سلام تر از تو جواب خشکاز ما مکن دریغ لب آبدار را.شد پایمال خال و خطت آبروی چشماز باده شد تهی و پر از خون سبوی چشمشد صرف نحوه ی نگهت گفت و گوی چشمگفتی بسوز در غم من ، ای به روی چشمتا می درم لباس به پا کن شرار را.با خود مگو که گیسوی مستانه ریختهبخت سیاه ماست بر آن شانه ریختهخون دل است آنچه به پیمانه ریختهاز بس که در طواف تو پروانه ریختهیاران گذاشتند ، همه کسب و کار را.خاکی که تاک از آن نتراوید خاک نیستتاکی که سر نرفت ز دیوار تاک نیستآن سر که پاک گشت ز عشق تو پاک نیستدر سلک ما ملائکه گشتن ملاک نیستآدم فقط کشید ز عشق تو بار را.ما سائل توایم و اگر مست کرده ایمانگشتر عقیق تو را دست کرده ایمما عیش خود چنان چه شد و هست کرده ایمبیت تو را اجاره دربست کرده ایمساکن شدیم این دِلَکِ بی قرار را.بازار حُسن داغ نمودی برای که ؟چون جز تو نیست پس تو شدستی خدای که ؟آخر نویسم این همه عشوه به پای که ؟ما بهتریم جان علی یا ملائکه ؟ما را بچسب نه ملک بالدار را.این دستپاچگی ز سر اتفاق نیستهول وصال کم ز نهیب فراق نیستشرح بسیط وصل به بسط و رواق نیستاصلاً مزار انور تو در عراق نیستمعنی کجا به کار ببندد مزار را.دلچسب شد فراق تو با دام چشم توخال تو مُهر کرده به احکام چشم توزین تیغ کج که هست به بادام چش حضرت عشق...

ما را در سایت حضرت عشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: دوشنبه 5 شهريور 1403 ساعت: 15:10

صفحه بندی